سر صبح لپ تاپ را باز کردم. روی تخت دراز کشیدم . یک شیر نی زده را کنارم گذاشتم . فکر میکنم چطور متنی را بنویسم که منسجم و خوانا باشد ، توانایی تخلیه و رساندن احساس درونیم را داشته باشد. من احساس غم و ب
چند روز پیش صبح خیلی زود وقتی هوا خیلی تاریک بود زدم بیرون . انجام کارهای اداری تقریبا تا ساعت سه عصر طول کشید. از ساختمان زدم بیرون و درخواست اسنپ چندبار را زدم تا منو تا محلی که ماشینم توش بود ببره